ميرزا محمد حيدر دوغلات
339
تاريخ رشيدى ( فارسي )
بيان احوال « 1 » حضرت مولانا محمد قاضى - عليه الرحمة و الغفران - « 2 » حضرت مولانا ، « 3 » نام ايشان محمد بن برهان الدين است . پدر ايشان از جمله مخصوصا قاضى عماد الدين مسكين سمرقندى بودهاند . از اين جهت اشتهار ايشان به مولانا محمد قاضى شده است . ايشان را بعد از تحصيل علوم ، داعيه سلوك راه خدا شده است . به اين داعيه ايشان عزيمت خراسان كردهاند . چون از سمرقند برآمدند ، قطب الاقطاب ، محبوب حضرت ربّ الارباب ، قدوهء اصحاب اولى الالباب ، خواجه ناصر الدين ايشان پرسيدند كجا مىرويد ؟ گفتهاند به خراسان ديگر پرسيدهاند كه همين بداعيه تحصيل است يا داعيهء ديگريست ؟ طالب علمى كه همراه ايشان بوده گفته است كه ايشان را داعيه ( 143 پ ) درويشى بيشتر است . گفتهاند كه ساعتى توقف فرمايند و طرف پيستان باغ رفتهاند . بعد از ساعتى ممتدى آمدند و دو خط آورده ، يك خط سپارش بوده است كه خدمت مولانا را با پسر مولانا سعد الدين كاشغرى كه خواجه كلان باشد ، سپارش نمودهاند و خط ديگر طريقه سلوك و ورزش نسبت شريفه اين طبقه عليّه را نوشتهاند و به مولانا دادهاند كه نسخه آن اين است : حقيقت 150 عبادت ، خضوع و خشوع و شكستگى و نياز است كه از شهود عظمت حق سبحانه و تعالى ، بر دل ظاهر شود و ظهور اين چنين سعادتى موقوف بر محبت است . ظهور محبت موقوف بر متابعت محمد رسول اللّه - عليه من الصلاة اتمّها من التحيّات ايمنها - متابعت موقوف بر دانستن طريق متابعت است . اين معنى بىتحصيل علوم دين متعذر است . به ضرورت ملازمت علما كه وارثان علوم دينىاند ، براى اين غرض مىبايد كرد . از مجالست علما كه علوم را وسيلهء معاش دنيوى و حصول جاه گردانيدهاند ، محترز بايد بود مگر آنكه علماء متقى يافت نشوند ، به ضرورت از اين نوع مردم بايد مقصود خود حاصل كرد . از صحبت درويشان كه رقص و سماع كنند ، به تحاشى هر چه باشد گيرند و خورند ، پرهيز بايد كرد . از شنيدن معارف و توحيد كه سبب نقصان عقيده در مذهب اهل سنت و جماعت شود ، دور بايد بود . تحصيل از براى ظهور
--> ( 1 ) . نگ : - بيان احوال . ( 2 ) . نگ : - عليه الرحمة و الغفران . ( 3 ) . نگ : - حضرت مولانا .